قدم اگر خمید ، فدای سر حسین - تاریخ: 1395/7/20 ساعت: 15:07
قدم اگر خمید ، فدای سر حسین جانم به لب رسید ، فدای سر حسین ام البنین سابق این شهر عاقبت شد مادر شهید ، فدای سر حسین یک چند وقتی است در این شهر هیچ کس لبخند من ندید ، فدای سر حسین هر جمله ی بشیر مرا پیر کرده است مویم شده سفید ، فدای سر حسین گلچین چهار تا گل گلخانه مرا چه وحشیانه چید ، فدای سر حسین هر...
بگرید زمین و بگرید سما - تاریخ: 1395/7/16 ساعت: 10:05
بگرید زمین و بگرید سما فلک نوحه خوان ، سینه زن نینوا سلام علی شاه شیب الخضیب سلام علی ساکن کربلا حسین یاحسین ****** بر آن پیکر پاره پاره سلام بر آن چشم پر از ستاره سلام بر آن قتلگاه پر از بوی سیب بر آن زخم بیش از شماره سلام حسین یاحسین ****** به زخم تنت گریه ها مرهم است هر آنچه به زخمت بگریم کم است ...
قدم قدم با یه علم - تاریخ: 1395/7/16 ساعت: 10:04
قدم قدم با یه علمایشاالله اربعین میام سمت حرمبا مدد شاه کرمایشالله اربعین میام سمت حرممیباره اشک چشمام نم نمرو دوشم کوله باری از غممیبینم هر کیو این روزاداره آماده میشه کم کمسختی راحت میشه تو این راهمنتظر مونده بودم چند ماهراهی میشم با یک سربندلبیک یا اباعبداللهقدم قدم با یه علمحال من احسن الاحوالزی...
بردن نام تو هر چند خطر داشت پدر - تاریخ: 1395/7/13 ساعت: 22:54
بردن نام تو هر چند خطر داشت پدر دخترت عشق تو را مد نظر داشت پدر ذره ای ترس به دل راه ندادم زیرا دخترت مثل علمدار جگر داشت پدر عمه نگذاشت که اطفال تو سیلی بخورند قافله در همۀ راه سپر داشت پدر چوب زد بر لب تو تا که مرا زجر دهد این یزید از دل من خوب خبر داشت پدر آنقدر زیر لبم ذکر خدا را گفتم تاکه دست ا...
سیدی کن نظر این بی سرو سامانی من - تاریخ: 1395/7/11 ساعت: 16:03
سیدی کن نظر این بی سرو سامانی من گریه دار است ز بس شام پریشانی من آخر از عشق تو کارم به سر دار کشید به تماشا بنشین لیله قربانی من کوچه گردی کنم و ناله زنم کوفه میا چه کنم؟ دیر شده وقت پشیمانی من بسته شد راهم و پیغام سپردم به نسیم تا رساند به تو این ناله ی طوفانی من تا سر پای خود هستی به مدینه برگرد ...
حضرت مسلم(ع)-شهادت - تاریخ: 1395/7/11 ساعت: 16:03
حضرت مسلم(ع)-شهادت گر چه ای یار، اسیر کف اغیار توام نی گرفتار عدو بلکه گرفتار توام نام تو وِردِ زبانم به سر دار شده ست تو علی هستی و من میثم تمّار توام می زند خصم مرا طعنه ولی غافل از آنبر سرم نیست هوایی که هوادار توام دستم از پشت اگر بسته، دگر قطع نشد فکر انگشت تو و دست علمدار توام گر شکافی لب من خ...
کوفه میا کوفه میا - تاریخ: 1395/7/11 ساعت: 16:02
امشب میان کوچه ها، خانه به دوشم فردا به بازار وفا، جان می فروشم ای یوسُف خَیرُ النساء کوفه میا کوفه میا نامردم کوفه همه، پیمان گسستند با سنگ بی مهری دلِ، مهمان شکستند بویی ندارد از وفا کوفه میا کوفه میا آتش زده غربت ز کین، بر تار و پودم ای میزبانان من که بی، دعوت نبودم گویم به سِبط مصطفی کوفه میا کو...
بنویسید مرا یار اباعبدالله - تاریخ: 1395/7/11 ساعت: 16:02
بنویسید مرا یار اباعبدالله اولین بنده ی دربارِ اباعبدالله منتظر مانده دیدارِ اباعبدالله من کجا و سر بازار اباعبدالله تا خدا هست خریدارِ اباعبدالله ××× عاشق آن است که دیدار کند یارش را بارها جان بدهد دید اگر دارش را باز آماده کند جان دگر بارش را فاطمه پیش خدا، پیش برد کارش را هر که افتاد پیِ کارِ ابا...
پیچیده شمیم گل پرپر شب آخر - تاریخ: 1395/7/10 ساعت: 11:22
پیچیده شمیم گل پرپر شب آخر حرف سفر و داغ مکرر، شب آخر اشکی که شده نذر غم فاطمه سی سال انگار شده چند برابر شب آخر انگار همین چند شب پیش شبانه ... آمد چه به روز دل حیدر شب آخر حالا شب وصل است ولی با سر خونین شرمنده نمانده ست ز کوثر شب آخر با اشک غریبانه ی خود گفت سخن ها از بیکسی آل پیمبر شب آخر از کرب...
آن شب علی با زینبش رازی مگو داشت - تاریخ: 1395/7/10 ساعت: 11:22
آن شب علی با زینبش رازی مگو داشت گویی سخن از بوسه ی زیر گلو داشت ... آن شب حکایت از یزید و ملک ری بود صحبت ز قرآن خواندن بالای نی بود ...
امشب دست خالیت رو بیار بالا، می دونی برا چی می گم - تاریخ: 1395/7/10 ساعت: 11:22
امشب دست خالیت رو بیار بالا، می دونی برا چی می گم؟ اصبغ بن نُباته ، اصرار کرد به امام مجتبی،گفت: من رفیق سی ساله ی باباتم بذار دم آخر من برم بالا سرش، اسبغ می گه من اومدم دیدم علی رنگ پریده افتاده تو بستر، دیگه خبری از قهرمان خیبر نیست، گفتم یا علی من رو نصیحتم کن، به من این دم آخر یه چیزی بده، میگه...
از تو سر و زمادر من سینه ای شکست - تاریخ: 1395/7/10 ساعت: 11:22
از تو سر و زمادر من سینه ای شکست تا صبح حشر بر سر بر سینه میزنم جدم که نیست در بر تو مادرم که نیست دارم برای چند نفر سینه میزنم من در مدینه یاد گرفتم که هیچ وقت زخمی که شد عمیق مداوا نمیشود گر چند ضربه هم زده بودن باز هم پیشانی تو بیش از این وا نمیشود گفتند گفته ای که مرا کوچه میبرند می خواهم از بیا...
بخوان امشب ای دل سمیع الدعا را - تاریخ: 1395/7/10 ساعت: 11:22
بخوان امشب ای دل سمیع الدعا را صداکن خدای سریع الرضا را الهی به حق رسول امینت امانی بده بنده ی بینوا را الهی به حق علی شاه مردان مگیر از دل من صفای ولا را الهی به حق بتول شهیده بیا با من رو سیه کن مدارا الهی به حق الحسن از کرامت بگردان کریما قضا و بلا را الهی به حق الحسین از عنایت فزون کن به قلبم غم...
گفتم به چاه ای دل شب محرم علی - تاریخ: 1395/7/10 ساعت: 11:22
امیرالمومنین(ع)-بعد از شهادت گفتم به چاه ای دل شب محرم علی امشب مباش منتظر مقدم علی هر شب صدای غربت او بود و گوش تو امشب توئی و زمزمۀ ماتم علی مسجد خموش مانده و گلدسته ها غریب محراب کوفه شسته شده از دم علی یک لحظه تیغ آمد و یک دم تمام شد عمر علی و درد علی و غم علی یک عمر بود محرم دل ها ولی نبود جز ن...
شب آمد روز در کوفه کفن شد - تاریخ: 1395/7/10 ساعت: 11:22
شب آمد روز در کوفه کفن شددوباره نوبت تشییع تن شد چه تشیعی که در اوج غریبی ستبغیر از بچه ها اینجا کسی نیست دوباره اهل خانه سربه زیرندنشد تا مجلس ختمی بگیرند بروی شانه ها دست خدا رفتیتیمان العزا، بابای ما رفت غریبی را غریبان خاک کردندعلی را دربیابان خاک کردند دم برگشتن از غصه بریدندز ویرانه صدایی را ش...
نامه ها امضا شدند - تاریخ: 1395/7/10 ساعت: 11:22
نامه ها امضا شدند و استین ها تا شدند دور مسلم کوفیان جمع گشتند و به سرعت جمع را منها شدند کودکان ظرف شیر عاقبت در کوفه و کرب و بلا بابا شدند بر نمازش کوفیان اقتدا کردند اما در سجودش پا شدند مسلم و طوعه سپس تن به تن در جنگ با نامردمان تنها شدند دست بسته با طناب اه اوردند مسلم را شبیه افتاب کوفیان دید...
شرمندهی شما شدم آقا مرا ببخش - تاریخ: 1395/7/10 ساعت: 11:22
شرمندهی شما شدم آقا مرا ببخشدر کوچه ماندهام تک و تنها مرا ببخشآن نامه کاشکی که به دستت نمیرسیدگفتم بیا، به خاطر زهرا مرا ببخشآقا گمان کنم که به همراه کاروانمیآوری سهسالهی خود را مرا ببخشبا ساقیات بگو که فقط فکر آب باشاز قول من بگو تو به سقا مرا ببخشفردا ز بام دارالاماره صدا زنمیا اینکه سمت کوفه میا ...

برچسب‌های مرتبط

آقا نوشته اند که جدت کفن نداشت | گرفته است سیاهی زمانه را در بر | قدم اگر خمید ، فدای سر حسین | بگرید زمین و بگرید سما | قدم قدم با یه علم | قدم قدم با يه علم | قدم قدم با یه علم سیب سرخی | قدم قدم بایه علم سيب سرخي | قدم قدم با یه علم حسین سیب سرخی | قدم قدم با یه علم ایشالا اربعین میام سمت حرم