ای آفتاب کوفه
تو ماه کربلایی
گاهی به روی خاک و
گاهی به نیزههایی
دار و ندار زینب.
حسین جان حسین جان
بردی قرار زینب.
حسین جان حسین جان
مظلوم حسین حسین جان
حسین جان حسین جان
ای کاش مرده بودم.
در پیش پیکر تو.
اما ندیده بودم.
بر نیزهها سر تو
قرآن بخوان که زینب.
حسین جان حسین جان
جانش رسیده بر لب.
حسین جان حسین جان
مظلوم حسین حسین جان.
حسین جان حسین جان
هر زخم صورت تو.
گلواژههای نور است
خاکستر سر تو.
سوغاتی تنور است
زخم روی سر تو.
مرا کشت مرا کشت
خشکی حنجر تو.
مرا کشت مرا کشت
مظلوم حسین حسین جان
حسین جان حسین جان
این نیزه دار بی رحم.
سوزانده خواهرت را
تا میکنم نگاهت.
او میبرد سرت را
از نیزه گاه گاهی
حسین جان حسین جان
بر دخترت نگاهی حسین جان
«عبدالحسین میرزایی»
برچسب:
نویسنده: کارن محمودی
تاريخ: پنجشنبه
10 آبان
1397 ساعت: 22:51